شنا در سطح یا غواصی در اعماق: نیاز به دانایی در بازار نرم افزار ایران

خب اینم یه تجربه پراکنده دیگه

جادی یه متن نوشته بود که اگه یه نفر قرار شروع به یادگیری کنه چه زبانی رو یادبگیره و هر کدوم چه سود و زیان‌هایی داره. حالا من از یه منظر دیگه میخواستم که به همین موضوع بپردازم و اونم اینه که در مجموع یه فعال نرم افزار توی ایران چقدر نیاز به دانش داره.

خب من دوستانی دارم که هر کدومشون به معنای واقعی عالم دهرند و واقعا کارهایی در صنعت کامپیوتر و نرم افزار این مملکت انجام دادند که هیچکس به نظر من انجام نداده. کارهای بسیار بزرگ تا کارهای خیلی پول زا. اون هم با تنوع زیاد، یه نفر یه سیستم خیلی با کیفیت با .net نوشته. اون یکی دیگه به دوتا از شرکت‌های موبایل کمک کرده سرویس‌های عجیب غریبشون رو مدیریت کنن. اون یکی دیگه تونسته که کل مدیریت یه دیتا سنتر رو اتوماتیک کنه و …

اما با توجه به برخوردهای من با این دوستان در مجموع به نظر من یک نفر به عنوان فعال نرم افزار بایستی چند تا نکته رو در نظر بگیره:

  • هیچوقت یادش نره که بایستی غواصی کنه: منظورم اینکه شما بایستی قدرت یادگیری و عمیق شدن رو در خودتون تقویت کنید. الان حوزه نرم افزار شکل خاص و درست نداره و نیازمندی‌هاش بصورت مداوم در حال تغییره. صنعت کامپیوتر در ایران بالاخص خیلی جونه و ما بایستی توانایی تطبیق با این تغییرات رو داشته باشیم
  • دوم در صورت نیاز غواصی کنه چون غواصی طولانی باعث میشه علاوه بر مو، دندون ها آدم هم بریزه: تاکید زیاد بر عمیق شدن آدم رو برای کارهایی آماده میکنه که بهتره بگم مثل شکوندن شاخ دیو میمونه. یعنی خیلی کمه یا غیر ممکنه. پس هرچه عمیقتر بشید احتمال کار پیدا کردنتون کم میشه اما احتمال گنج پیدا کردنتون زیاد.
  • سوم اینکه شناگر ماهری باشه تا اگه مجبور شد بتونه جون خودش رو با شنا نجات بده: داستان گذران زندگی چیز عجیبی نیست یه وقتایی آدم مثل اون جوکه «مجبوره! مفهمید!» و بایستی بتونه با شنا کردن جون خودش رو نجات بده

همین!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *