بازگشت demonoid

اینم یه شبه تجربه دیگه!

من سال‌هاست که مهمترین منبع دانلودم تورنت هست. یه پروتکل peer to peer که خیلی مطمئن و کم هزینه میشه فایل دانلود کرد. تورنت یه مفهوم به نام tracker داره که توش لیست تمام فایل‌ها و اینکه چه کسی این فایل‌ها رو داره نگداری میکنه. یکی از tracker های مورد علاقه من که اولین سورس جستجو برای تورنت بود سایت demonoid بود که یک یا دو سال قبل توسط پلیس مورد حمله قرار گرفت و سایت بسته شد. اما امروز دیدم که بعد از مدت‌ها باز شده. و این خوشحال کننده است.

همین!

تمرکز، پراکندگی، کارایی، مدیریت زمان و اجرا

اینم یه تجربه پراکنده دیگه

اخیرا حس کردم که میزان کارایی من به اندازه کافی نیست. یعنی اینکه دست آوردهام به اندازه تلاشی که حس میکنم انجام میدم همخونی نداره و خب این یکم ناراحت کننده است. بزرگترین عاملی که من در خودم به عنوان معیار عدم کارایی دارم میزان کارهای انجام شده تقسیم به ایده‌هایی هست که به نظرم باید به اجرا برسونم. از اونجایی که من به اندازه کافی ایده دارم و در اجرا و به نتیجه رسوندن این ایده‌ها مشکلات عمده‌ای دارم به همین دلیل حس میکنم که کاراییم کم شده. حالا دوتا راه‌حل برای این موضوع به ذهنم رسیده:

  1. اینکه میزان تولید ایده و ایده‌پردازی رو به حداقل برسون که با کم شدن مخرج کسر میزان کارایی اضافه بشه
  2. اینکه با به نتیجه رسوندن ایده‌ها یعنی افزایش صورت کسر میزان کارایی رو افزایش بدم. من در مجموع همون جور که از اسم این وبلاگ هم مشخصه علاقه‌مند به پراکندگیم و این عدم تمرکز در باعث کاهش نرخ به نتیجه رسوندن شده

یکی از راه‌حل‌هایی که چندین بار بصورت محدود اجراش کردم استفاده از سیستم‌های مدیریت زمان و مدیریت کارهاست. بدین صورت که شما یه مساله رو با فکر کردن به بخش‌های کوچک تبدیل می‌کنی و در مابقی اوقات روز یا هفته تنها به اجرای این ایده‌ها می‌پردازی. یا اینکه برای افزایش تمرکز از روش‌هایی شبیه pomodoro استفاده میکنی. این عمل باعث میشه زمان برای ایده‌پردازی کم بشه و در نتیجه مخرج کسر کوچک بشه و حجم کارهای انجام شده با ایجاد تمرکز و برنامه ریزی افزایش پیدا کنه.

امیدوارم بتونم این روش رو به خوبی اجرا کنم. هدفم اینه که با ایده گرفتن از روش‌ها مهندسی نرم افزار agile به عنوان مثال scrum برنامه ریزی‌هام رو هفتگی کنم و در مورد دست‌آوردهای هر هفته اینجا بنویسم.

همین!

 

لذت برنامه نویسی! نگهداری و مدیریت نسخه‌ها و آنچه گذشت!

اینم یه تجربه پراکنده دیگه!

من مدت‌های زیادی هست که برنامه نویسی می‌کنم و توی این مدت سعی کردم در مورد تکنیک‌های و شگردهایی که در دنیا برای برنامه‌نویسی استفاده میشه اطلاع کسب کنم. از اولین چیزهایی که باهاش آشنا شدم سیستم‌های کنترل و مدیریت نسخه یا همون Version Control System هست. حالا میخواستم یکم بیشتر در این مورد توضیح بدم چون دیدم که خیلی‌ها علاوه برا اینکه از این ابزارهای استفاده نمی‌کنن اعتقادی هم به استفاده ازش ندارن.

بصورت ساده این سیستم‌های به روش‌های مختلفی نسخه‌های مختلف فایل رو نگهداری می‌کنند یا «آنچه گذشت» رو مدیریت می‌کنند. این ابزار برای برنامه نویس‌ها و تقریبا هر کسی  که یه سری فایل رو بصورت مداوم بروز رسانی می‌کنه (مثلا متن یک قرار داد، یا یک مقاله علمی و …) مهمه. وقتی کار جدی می‌شه خیلی وقت‌ها به این نیاز میشه که بدونیم:

  • تغییرات این نسخه نسبت به نسخه قبل چیه؟ یا بدونیم که قبلا چی بود و الان چی هست.
  • در صورتی که این فایل‌ها توسط بیشتر از یک نفر دارن مورد ویرایش قرار می‌گیرن همیشه این سوال وجود داره که آخرین نسخه فایل چیه؟
  • سوال بعدی که پیش میاد اینه که چه کسی مسئول اضافه کردن این بخش به فایل(به عنوان مثال قرار داد) هست که بعدا خودش تصحیحش کنه.

اما برای استفاده از این سیستم‌ها همیشه یه مقاومتی وجود داره که دلایل معمولش اینا هستن:

  • اولین و معمولا مهمترین دلیل مقاومت در مورد این سیستم‌ها اینه که افراد در قبال تغییر مقاومت میکنن و همیشه دوست دارن توی وضعیت فعلی بمونن. معمولا اجباره که باعث میشه آدم‌ها از وضعیت فعلیشون خارج بشن و یه چیز جدید یادبگیرن
  • دومین دلیل اینه که دلیل و اهمیت استفاده از این سیستم‌ها رو درک نکردن. یعنی نمیدونن که اگه از این سیستم‌ها استفاده کنن چه سودی نصیبشون میشه و درصورت عدم استفاده چه چیزی رو از دست میدن. من خودم به شخصه جز این دسته از آدمها بودم و الان بعد از مدت‌ها استفاده از این سیستم‌ها حتی سعی میکنم تاریخچه کارهای بی اهمیتم رو هم داشته باشم
  • سومین دلیل که به دلیل اول هم مربوط میشه اینه که «ترک عادت موجب مرض است» یعنی آدمها باید روندی رو که خیلی روزمره است و خیلی بهش عادت دارن عوض کنن.

اگه بخوام اسمی از این ابزارها بیارم لیستشون خیلی زیاده و دعوا هم سر اینکه کدوم بهتره زیادن. مثلا دوستانی که با ابزارهای مایکروسافت کار میکنن TFS رو با دنیا عوض نمی‌کنن. دوستانی که در محیط لینوکس برنامه نویسی میکنن و یکم هم قدیمی هستن از SVN تا خون در رگ دارن دفاع میکنن. و اونایی که «اوپن سور باز» هستن هم GIT رو میپرستن. اما دقت داشته باشید که از دید من مهم‌ترین قسمت اینه که یکی از این سیستم‌ها در محیط شما مورد استفاده قرار بگیره و اینکه اون ابزاری رو انتخاب کنید که اکثریت آدم‌ها نسبت بهش نظر خاصی ندارن و یا با اون سیستم به اصطلاح «راحتن».

اما لیست برنامه‌های کنترل نسخه اینا هستن:

  • Team Foundation Server: این برنامه توسط مایکروسافت تولید میشه که یک مجموعه کامل مدیریت پروژه نرم‌افزاریه که شامل برنامه کنترل نسخه هم هست. این نرم افزار جزء نرم‌افزارهای مدیریت نسخه متمرکزه.
  • GIT: این سیستم که توسط لینوس توروالدز نویسنده هسته لینوکس برای مدیریت کدهای هسته لینوکس مورد استفاده قرار گرفته. این سیستم جز سیستم‌های مدیریت نسخه غیر متمرکزه
  • CVS: تقریبا قدیمی ترین برنامه کنترل نسخه متمرکزیه که من میشناسم
  • SVN: یک سیستم مدیریت نسخه متمرکز است که طراحی شده تا با CVS همخوانی داشته باشه و اشکالات این سیستم رو رفع کنه
  • HG: هم تقریبا همزمان با GIT توسعه پیدا کرده و هدفش این بوده که سیستم مدیریت نسخه غیر متمرکز باشه.
  • Bazaar: سیستم کنترل نسخه غیر متمرکزه که توسط شرکت canonical پشتیبانی میشه

حالا اگه خواستید از سیستم‌های کنترل نسخه استفاده کنید قبل از اینکه بخواید روی اینکه از کدوم ابزار استفاده کنید باید روی این کار کنید که آدم‌های شما بخوان از این سیستم‌ها استفاده کنن.

همین