همه ایده‌های من: ایده زود بازده آموزش دادن!

اینم یه تجربه پراکنده دیگه!

خب من مدت‌هاست سعی می‌کنم از ایده‌هام بنویسم. مهمترین دلیل این نوشتن اینه که بتونم اول از همه خودم رو خلاص کنم. دوم اینکه این ایده‌ها اینجا ممکنه نظرات یا بازخوردهایی رو داشته باشه که من رو به این نتیجه برسونه که روی ایده بیشتر کار کنم یا اصلاحش کنم.

من به دلیل اینکه پدرم معلم هستن، همیشه به معلمی و درس دادن علاقه داشتم و دوستانی که من رو از نزدیک می‌شناسن یا شاگرد من(من بصورت آماتور استاد دانشگاه هستم) بودن میدونن که کم یا زیاد از پس درس دادن بر میام و حداکثر سعیم رو میکنم که مطلبی که باید انتقال پیدا کنه رو انتقال بدم. پس همیشه دوست داشتم که درس بدم و هنوز هم دوست دارم. این علاقه باعث شده که یکم فکر کنم تا ببینم چطور می‌تونم از این راه کسب در آمد کنم.

چرا آموزش

توی یکی از پستهای قبلی، نوشته بودم که با استفاده از یه روش ساده شما یه تخمین از این داری که کدوم یک از ایده‌هات در کوتاه مدت یا دراز مدت چقدر بازدهی خواهد داشت. ایده آموزش دادن هم یکی از اون ایده‌ها بود که به نظر میرسید از کارهای دیگه زود بازده تر باشه چون شما هزینه ساعاتی که وقت میگذاری رو مستقیم می‌گیری اما خیلی قابلیت بزرگ شدن نداره.

دوم اینکه الان یه مشکلی که تقریبا تمام شرکت‌ها با اون مواجه هستن نیروی انسانی هست. یعنی ما خیل عظیمی از داشنجوهای تازه فارغ التحصیل رو داریم که اونها آمادگی‌های لازم برای حضور در محیط کار رو ندارن. همچنین شرکت‌ها کلی زمان و هزینه‌شون رو صرف یاد دادن به نیروهای تازه واردشون می‌کنن. این یاد دادن د دوتا ضرر برای شرکت‌ها داره، اول اینکه معمولا حق‌الزحمه‌ای به نیروهای تازه کار داده میشه و دوم اینکه یکی از نیروهای متخصص یا با تجربه شرکت مجبوره کار خودش رو کنار بگذاره و نیروی تازه وارد رو آموزش بده. این آموزش تقریبا ۲ تا ۳ ماه طول می‌کشه که خب زمان به نسبت طولانی هست.

سوم اینکه من خودم همیشه به آموزش دادن علاقه داشتم و دارم!

مزایا و معایب آموزش دادن

مزایای آموزش به نظر من اینهاست
* علاقه شخصی منه
* به نسبت پول خوب در میاره
* نیاز به سرمایه گذاری آنچنانی نداره و بیشتر سرمایه گذاریش از جنس وقت و زمان مدرسه

معایب آموزش هم اینه که
* خیلی قابل توسعه نیست و شما بیشتر از ۸ ساعت در روز نمیتونی درس بدی
* بصورت فصلی میتونی روش حساب کنی و دائم نیست

روش‌هایی که من اگه آموزش بدم دوست دارم ازش استفاده کنم

خب من رفتم گشتم و دیدم که دنیا عوض شده حتی دنیای آموزش اگه احتمالا من بخوام آموزش بدم از روش کلاس وارونه استفاده می‌کنم. توی کلاس وارونه شما مطالب رو خودت قبلا توسط روشهای مثل کتاب، جزوه یا فیلم توی خونه می‌خونی و توی کلاس میای مساله حل می‌کنی یا از اون علمی که یادگرفتی استفاده می‌کنی. میگن در این روش به علت دست و پنجه نرم کردن دانش‌اموزها با مواد آموزشی و استفاده عملی از اونها توی کلاس عمق یادگیری خیلی بالاتر میره.

خب پس اگه من بخوام کلاسی برگزار کنم با علم فعلیم شروع میکنم به تولید یه سری محتوای آموزشی که بصورت احتمالا فیلم و جزوه کوتاه خواهد بود و بعد با دانش‌اموزان کلاسم مسائل واقعی رو در کلاس حل خواهیم کرد.

چه چیزهایی رو آموزش خواهم داد

من اگه واقعا بخوام به شخصه چیزی رو آموزش بدم یکی از موارد زیر رو انتخاب می‌کنم:

  • نحوه کار و استفاده از pfsense: چون از نظر من یه روتری هست که کل کارهای یه شرکت به نسبت بزرگ تقریبا ۲۰۰ نفره رو الان دارم باهاش انجام میدم و خیلی کم هزینه تر و بهتر از مشابه‌هاش عمل می‌کنه
  • به دیگران python یاد میدم: به نظر من python یه زبان بسیار ساده و خوبه که خیلی از کارها توش به سادگی و راحتی انجام میشه و ارزش داره که همه اونهایی که توی نرم‌افزار کار میکنن یه سری بهش بزنن.
  • دروپال یاد میدم: چون تقریبا یک سال و نیم ازش استفاده کردم و میدونم قابلیت‌هایی داره که به درد خیلی از آدمها میخوره. لازم به ذکر میدونم که بگم کلاس بار طراحی و وبش کمتر از دورپال خواهد بود چون من خیلی وب و front end بلد نیستم
  • به آدمها سی توی لینوکس یاد میدم: یکی از جاهایی که آدم واقعا عمق کامپیوتر رو درک میکنه وقتیه که داری با سی سرو کله میزنی

یه چیز دیگه‌ای که خودم واقعا دوست دارم انجامش بدم و دیدم که آرش میلانی عزیز هم داره سعی میکنه انجامش بده اینه که میرم و توی شرکت‌ها میبینم که فردی که قراره استخدام بشه به چه مهارتهایی نیازمنده و اون مهارتها رو بصورت خاص منظوره یادش میدم. این باعث میشه که شرکت‌ها و خود تازه واردها کلی جلو بیفتن

جمع بندی و نتیجه گیری

احتمالا با توجه به اینکه سر من خلوت شده و پروژه‌ای که دستم بود تموم شده بعد از یه مدت دیگه شروع به فکر کردن در مورد کلاسها میکنم و اونها رو تبلیغ می‌کنم تا ببینم کسی توی کلاسها شرکت می‌کنه یا نه. در صورتی که این کلاسها به حد نصاب رسید در یک فرصت مناسب مطالب رو آماده می‌کنم و بهشون میدم تا کلاس شروع بشه و در کلاس هم سعی میکنم با مسائل واقعی در گیرشون بکنم.

اما اگه این تبلیغات به نتیجه نرسه و کسی نخواد توی کلاسها شرکت کنه این ایده‌هم مثل خیلی از ایده‌های دیگه ابتر میمونه و به علت عدم وجود نیاز به نتیجه نمیرسه.

فعلا همین!

پیش‌نمونه‌سازی :آغاز و انجام ایده CMS as a Service

اینم یه تجربه پراکنده دیگه!

خب اگه تاحالا خواننده وبلاگ من بوده باشید میدونید که من به خیلی چیزهای متفاوتی علاقه مندم و همیشه بین موارد مرتبط به عملیات(کارهای مرتبط با شبکه و زیرساخت و سرور و نگهداری و …) و توسعه چرخ میزنم. یکی دیگه از چیزهایی بهش واقعا علاقه‌مندم و حداقل در موردش میخونم و سعی میکنم بنویسم کارایی و افزایش اون برای استفاده بهینه از منابع و این چیزاست. از تلاقی این سه تا ایده و خب طبق معمول رونویسی از محصولات خارجی به این نتیجه رسیدم که یه سیستم cms-as-a-service درست کنم.

امروز میخوام اولا سورس اون کاری رو که انجام دادم به اشتراک با بقیه بگذارم تا دیگران هم شاید ازش چیزهایی یاد بگیرند. دوما اینکه میخوام شکست این پروژه رو اعلام کنم چون به زبان پیش‌نمونه‌سازی من شواهدی ندارم که بگه این ایده‌ی من یک چیز درست هست. پس با تمامی سختی کار برم سراغ روش انجام و مستندات اون:

  • خب من کلا از یک سیستم مجازی سازی سبک برای اینکار در محیط لینوکس استفاده کرده بودم. خب پیاده‌سازی‌های مختلفی برای اینکار در لینوکس وجود داره که انتخاب من docker بود چون خیلی ترکونده بود!
  • به عنوان loadbalancer/router من از یه nginx استفاده کردم. خب چون دیدم اولا سریع و کم مصرفه. دوما اینکه میشه با استفاده از زبان lua کلی توسعه روش داد در این حد که بشه waf (مثلا)
  • یه image برای کارهای متفاوتی که میخواستم ساختم
    • با استفاده از nginx، php-fpm و تنظیمات دروپال تونستم یه image برای دروپال بسازم
    • با استفاده از apache و mod-php دوتا image مجزا برای piwik و wordpress ساختم
    • با استفاده از nginx هم سایتهای ایستا رو سرویس میدادم
    • یه image هم ساختم که فقط توش ابزارهای مثل drush و این چیزا بود که بروزرسانی و backup رو سریع‌تر کنه.
  • از fig که اخیرا شده docker composer هم برای یه شبه orchestrator استفاده میکردم.
  • دوست داشتم از redis به عنوان cache توی loadbalancer/router و همچنین app container استفاده کنم که عمر سیستم کفاف نداد
  • میخواستم با استفاده از service recovery بصورت اتوماتیک loadbalancer/router رو کانفیگ کنم
  • دلم میخواست که بتونم این سیستم رو تبدیل به یه سیستم multi-host کنم.
  • خیلی چیزهای دیگه هم دلم میخواست که در صورت درست بودن ایده قطعا انجام میشد.

این سیستم رو من حدودا یک سال هست که بصورت عملیاتی اجرا میکنم(همین الان هم ۴ یا ۶ تا سایت روشه) اما تصمیم گرفتم به دلایل زیر دیگه توسعه ندم و سایتها رو هم از روش بردارم:

  • خب اولین و مهمترین دلیل خاموش شدنش اینه که من فکر میکردم میتونم از طریق سینه به سینه و دوستانه این سیستم رو معرفی کنم و حداقل ۲۰ تا ۳۰ سایت روش داشته باشم اما نشد! یعنی عدم وجود مشتری کافی یا عدم توانایی من در بازاریابی که نتیجه نهاییش یکیه.
  • دومین دلیلش اینه که نگهداری این سیستم کلی زمان و انرژی میخواست و میخواد که من داشتم ولی دیگه ندارم. حتی با توجه به جستجوهایی هم که انجام دادم نتونستم کسی رو پیدا کنم که حاضر باشه سیستم رو نگهداری کنه و پول براش بگیره.
  • دلیل بعدی اینه که یه ویژگی خیلی خفنی که توی این سیستم وجود نداشت email بود که با توجه به سطح دانش من از کارهای مدیریت سیستم راه‌اندازی برام توی این مدت غیر ممکن بود.
  • کسی به پست‌های مرتبط با این زمینه علاقه مندی خاصی(کامنت یا اشتراک گذاری یا سوال پرسیدن بصورت خصوصی) نشون نداد.
  • توی شرکت قبلی که کار میکردم تمام سایت‌های مبتنی بر دروپالشون به دلیل عدم تواناییشون برای بروزرسانی و نگهداری دروپال(کمبود نیروی انسانی نه توان فنی) دچار مشکل میشد. حتی اونها هم علاقه مندی به استفاده از این سیستم نشون ندادن.
  • با چندتا از شرکت‌هایی که قاعدتا میشناختمشون که توی حوزه وب فعالیت میکردن از دروپال یا وردپرس استفاده میکردن و چندتا از مدیران سیستمی که میشناختم پیشنهاد دادم که از این سیستم استفاده کنند اما اونها ترجیح میدادند از سیستم سنی «هاست» استفاده کنند یا خودشون سرورشون رو نگهداری کنند.

جمع بندی اینکه :

تمام شواهد بر علیه موفقیت سیستمی هست که من طراحی کردم و فقط چندتا ویژگی اصلیش رو ساختم. پس این پیش‌نمونه‌سازی که از روش کمینه محصول پذیرفتنی ایجاد شده بود نتونست حتی سطح علاقه اولیه مشتریان بالقوه رو بخودش جلب کنه. پس من میپذیرم که یه شکست کوچک رو تجربه کردم و میرم سراغ کارهای بعدی!

پ.ن. میتونید سورس کاری که من انجام دادم رو اینجا پیدا کنید اما یادتون باشه این سورس اونقدرها که باید مرتب و کامل نیست چون فقط یک پیش‌نمونه است.

همه ایده‌های من: CMS as Service

اینم یه تجربه پراکنده دیگه

اگه پست‌های قبلی این سری رو خونده باشید می‌دونید که من ایده‌هام رو مینویسم که حداقل کاری در موردشون انجام دادم. البته از این پست یه اتفاق جدید هم افتاده و اون اینه که تصمیم گرفتم وبلاگم رو در صفحات اجتماعیم بصورت اتوماتیک به اشتراک بگذارم ببینم چی میشه. پس اول از همه چه از خوانندگان قدیم هستید چه از دوستانی که از شبکه‌های اجتماعی اومدید، خوش اومدید

برم سراغ ایده. چیزاهایی در دنیا وجود داره که در کشور ما به دلایل مختلفی اجرایی نمیشه و کسی هم روش کار نمیکنه. یکی از اون‌ها سرویس‌های زیرساختی هست که بصورت اتوماتیک ارائه بشه. تنها سیستم‌های زیرساختی اتوماتیکی که وجود داره سیستم‌های خرید هاست هست که اون هم به همت whmcs و cpanel هست که دیگرانی زحمت کشیدن و اون رو اتوماتیک کردن. پس جای خالی فراهم کنندگان IaaS و PaaS حس میشه. از طرف دیگه همیشه علاقه به وجود آوردن سایت سازهای اتوماتیک در بین مهندسین کامپیوتر وجود داشته و داره. یعنی اونها از قبل با زدن سرویس وبلاگ و اخیرا با زدن سایت سازهای متفاوت(مثل لینکسایت ساز کاموا، لینکتکنولوژی ۷۸، لینکسایت سازی کانی وب) سعی کردن خدمات از نوع SaaS ارائه بدن. این خدمات معمولا خدمات خوبی بودن اما کاربر حرفه‌ای که میخواد کار جدی بکنه رو جذب نمی‌کرده. همچنین معمولا سایت‌داران حرفه‌ای میرفتن سراغ خریدن vps و سرور و مدیریت کردن زیرساخت خودشون. اما من برخی از دوستانم رو میشناسم که توی مدیریت زیرساختشون همیشه مشکل دارن و بهشون حمله میشه و کلی اتفاق بد دیگه براشون میفته. پس اگه کسی باشه که بتونه سایت داران حرفه‌ای خدمتی ارائه بده و بهشون آزادی عمل بده که بتونن هر کاری میخوان انجام بدن و توی حجم بازدید بالا دوام بیارن و کمر خم نکنن اونها رو خوشحال میکنه.

پس اگه من بخوام تیتر وار بگم که چه کاری میخوام انجام بدم و به چه دلیلی این کار خوبه اینهاست:

  • مشکلات موجود
    • سختی مدیریت زیرساخت
    • عدم وجود امکان ساختن سایت بصورتت اتوماتیک
    • عدم وجود قابلیت افزایش کارایی سایت با توجه به تعداد بازدید
    • عدم وجود پلن‌های منطقی برای افزایش بازدید‌های لحظه‌ای(عدم وجود پلن‌های روزانه و ساعتی) که باعث افزایش هزینه سایت می‌شود.
    • دسترسی به سورس سایت جهت بهبود و اختصاصی سازی‌های مورد نیاز سایت‌های پربازدید
  • دلیل عدم استفاده از یک سرویس PaaS
    • عدم آشنایی کافی توسعه دهندگان (که خودم هم جزئی از اون هستم) با این ابزار و به تبع مدل توسعه.
    • عدم وجود بهینه‌سازی‌های خاص منظوره مورد نیاز با سیستم‌های مدیریت محتوا
  • بازار هدف
    • سایت داران حرفه‌ای که صاحب سایت‌های پربازدید هستند.

بزم سراغ کاری که میخوام انجام بدم:

  • ابزار اصلی مورد استفاده: با توجه به آنچه که در شرکت‌های مشابه در دنیا انجام شده، استفاده از مجازی سازهای سبک یا همان مجازی سازی در سطح سیستم عام یا همان container ها رمز موفقیت این تجربه‌هاست. برای آشنایی بیشتر با این تکنولوژی‌ها به اینجا و اینجا مراجعه کنید. لیست این تکنولوژی‌ها که مستندات و منابع کافی در مورد آنها در اختیار است به شرح زیر است
  • هدف نهایی
    • اینکه کاربران بصورت اتوماتیک بتوانند سایت بسازند
    • نسخه‌های سایت آنها در git یا سیستم مشابه مدیریت نسخه‌های ذخیره شود
    • هر سایت دو سایت کمکی برای وضعیت stage و dev داشته باشد که از نظر ساختار شبیه سایت نهایی باشد
    • هر سایت بتواند در صورت نیاز افزایش کارایی پیدا کرده (با اجرا شدن کانتینرهای دیگر)
    • هزینه سرویس بصورت ساعتی محاسبه شود
    • به فایل‌های سایت(عکسهای آپلود شده و سایر مستندات) دسترسی معمول مثل ftp وجود داشته باشد
    • سایت بصورت on demand فعال و غیر فعال شوند تا در هزینه‌ها صرفه جویی شود.
  • مراحل اجرا
    • فاز اول(انجام شده):
      • استفاده از docker به عنوان تکنولوژی
      • استفاده از fig به عنوان سیستمی که سایت‌ها و کانتینرها را سر هم میکند
      • ایجاد یک image خاص منظوره برای cms ها استفاده شده. علی الحساب برای drupal و WordPress
      • استفاده از git برای نگهداری نسخه‌های مختلف سورس سایت‌ها
    •  فاز دوم:
      • ایجاد یک سیستم توزیع بار برای امکان افزایش کارایی
      • ایجاد یک سیستم برای share کردن فایلهای سایت بین کانتینرهای مختلف
      • رفع اشکال سیستم
    • فاز بینهایت
      • پیاده سازی service discovery در سیستم توزیع بار
      • پیاده سازی کانتینرهای on demand
      • پیاده سازی پرتال مشتریان برای انجام این عملیات بصورت اتوماتیک
  • چالش‌های کار
    • انتخاب تکنولوژی کانتینرها
    • سخت بودن service discovery و on demand بودن سیستمها
    • سخت بودن بازاریابی و جلب اعتماد سایت‌داران بزرگ
    • نیاز به سرمایه قابل توجه انسانی و مالی

نمیدونم چیزی از قلم افتاده یا نه ولی فعلا همین!

تمام ایده‌های من: سیستم تغذیه

اینم به تجربه پراکنده دیگه!

یه مدت اینجا ساکت بوده و به نظر وقت اون رسیده که سعی کنم یه متن قرص و محکم بنویسم.

یکی از علایق من کلا سعی در ساده‌سازی و ارزان سازی محصولات و راه‌حلهایی هست که به علت قیمت یا دردسر زیادشون قبلا در اختیار عده‌ی محدودی بوده. به همین خاطر معمولا ارگان‌ها بزرگ یا آدم‌ها پول دار میتونستن این ویژگی‌ها رو بدست بیارن. یکی از اون سیستم‌ها سیستم اتوماسیون تغذیه است که بخاطر داشتن بخش‌های سخت افزاری و نرم‌افزاری زیاد معمولا برای ارگان‌های کوچک و بزرگ به صرفه نبوده که برن سراغ یه چنین محصولاتی. اینجاست که میشه با راه‌اندازی یک سرویس SaaS هزینه‌ها رو ارزون کرد و به شکل نو آورانه‌ای احیا کرد و ارائه داد.

خب اول از همه بهتره بدونیم که سیستم فعلی چی هست، چی داره و چه مشکلاتی داره. کل سیستم تغذیه چیزی نسیت جز یک توکن برای احراز هویت که همون کارت غذا باشه که تکنولوژی‌هاش کارت مغناطیسی و کارت contactless هست.  همچنین یه دستگاه واسه خوندن اون توکن‌ها لازمه. شما علاوه بر همه اینها نیاز دارید که اکانت افراد رو شارژ کنید و به اونها اجازه بدید که وعده‌های غذایی رو رزرو کنن. شارژ قبلا بصورت کاملا دستی انجام میشد اما الان با استفاده از وب و پرداخت آنلاین این موضوع یکم بهتر شده و بصورت دستی و از طریق وب انجام میشه. نحوه رزور غذا هم که توسط یه سری دستگاه دیگه و از طریق وب انجام میشه.

اول از همه خوبی‌های این سیستم رو بگم:

  • کسی که این سیستم رو نوشته و الان داره محل‌های زیادی برای سود بردن داره
    • فروش توکن
    • فروش سخت‌افزار توکن خوان و دستگاه رزرو غذا
    • فروش سه نرم‌افزار جداگانه سرور، وب، دستگاه‌های توکن خوان و رزرو
    • پشتیبانی و تعمیر نگه داری از سخت‌افزار

مشکلات این سیستم رو بخوام بگم ایناست

  • دردسر زیاد توسعه بخاطر بخش‌های زیاد
  • تعداد زیاد اجزای سیستم و دردسر نصب و نگهداری سیستم
  • هزینه بالای سیستم

حالا راه‌حلی که من پیشنهاد دادم اینه. من فرضم بر اینه که همه به راحتی به وب یا به تلفن هوشمند اندرویدی دسترسی دارن. راه حل اینه. شما نیازی به داشتن یه توکن عجیب غریب نداری. الان با دردسترس داشتن یه پرینتر میتونی خودت توکن خودت رو پرینت کنی. توکن میتونه یه qrcode یا یه چیزی شبیه اون باشه. واسه رزور و تحویل غذا هم میشه از یه برنامه به نسبت ساده اندرویدی استفاده کرد. واسه شارژ حساب هم میشه از سرویسهای مثل ussd و درگاه پرداخت وب استفاده کرد.

پس سیستم جدید به این شکل ساده‌سازی شده که:

  • نیازی به توکن خاص منظوره نداره و هرکس میتونه توکن خودش رو پریینت کنه
  • نیازی به سخت‌افزار تحویل غذا و رزرو نداره و اون رو با موبایل اندرویدیش انجام میده
  • سرور هم بخاطر بار پایین تر میتونه متمرکز باشه و به چندین‌تا ارگان کوچک سرویس بده

بازارهای جدیدی که این سیستم جدید میتونه علاوه بر بازارهای قدیمی ازش استفاده کنه اینا هستن:

  • آموزشگاه‌ها و موسسات کوچک
  • شرکت‌های خصوصی که میخوان با دادن غذا واسه خودشون مزیت رقابتی ایجاد کنن
  • مدارس

حالا وقتی این سیستم راه‌افتاد میشه ویژگی‌های اضافه تری رو هم بهش اضافه کرد:

  • اگه روی اتصال مستقیم این سیستم با غذا فروشی‌ها کار بشه ، موارد زیر امکان پذیره
    • افراد میتونن مستقیما از غذا فروشی دلخواهشون غذا سفارش بدن
    • میشه با غذا فروش‌ها صحبت کرد و به کاربران سیستم تخفیف داد

منتظر نظرات شما هستم!

همین!

همه ایده‌های من: کسب و کار مبتنی بر pfSense

اینم یه تجربه پراکنده دیگه!

همینطور که گفته بودم میخوام در مورد ایده‌هام بنویسم. ایده اصلی اینجا اینه که چطور میشه حول یک محصول بسیار باکیفیت متن باز به نام pfSense کسب و کار درست کرد. من سعی میکنم اول یه مقدمه کوچک در مورد این سیستم بدم و بعدش کسب و کارها رو نام ببرم و اونها رو بصورت مختصر بررسی کنم.

با توجه به تجربه سه ساله کار با pfSense میدونم که بسیار خوش ساخت طراحی شده و با ثبات وکیفیت بسیار خوبی به کار  خودش ادامه میده. نیازمندی‌های سخت افزاری قابل قبولی داره و اون کاری که باید انجام بده رو به درستی انجام میده . باید اضافه کنم که شرکت‌های فعال در زمینه امنیت شبکه از این محصول به عنوان پایه محصولات بومیشون که اکثرا ورتر، فایروال و utm هست استفاده کردن. اما به نظر من این rebranding و توسعه، نیاز بازاری هست که شامل بخش دولتی و دستگاه‌های حساس میشه. این بازار معمولا بسیار پر رقابت هست و پول‌های بسیاری خوبی توش جابجا میشه پس جزابه اما این بازار دوتا ایراد داره اولا بسیار کوچک هست و دوما بزرگ نمیشه پس از نظر من واسه راه انداختن کسب و کار که بشه startup به درد نمیخوره. پس این ایده‌هایی که اینجا مطرح میشه هدفش بازار هرچه نزدیکتر به خونه مردم هست که تعدادش بزرگ باشه و بشه بصورت انبوه فروختش. ایده‌ها اینجا لیست شده:

  1. فروش سرویس نصب و راه‌اندازی pfSense: یعنی شما برای مشتری نهایی سیستم و پیکربندی کنی و راه‌اندازی کنی. این کار خوبه اما به دلیل محدود بودن نیروی متخصص pfSense این ایده که معمولا ساده‌ترین ایده استفاده از سیستم‌های متن باز هست خیلی جذاب نیست.
  2. فروش appliance که بصورت پیشفرض pfSense روی اونها نصب شده: نمونه این سخت افزارها اینجا و اینجا پیدا میشه. این کار بسیار خوب میتونه باشه چون نیاز نیروی انسانی کمی داره و شما خدماتی ارائه نمیدی و عملا یه سخت افزار میفروشی. ایراد این ایده اینه که در دنیای appliance ها معمولا از روترها و فایروال‌های cisco و یا mikrotik استفاده میشه. مهمترین دلیل این استفاده هم وجود آموزشهای تخصصی برای این روترها و آشنایی مدیران شبکه با این روترها هست. دومین مشکل این سیستم هم وارداته که خب اگه کسی از این کارها نکرده باشه بسیار میتونه به مشکل بر بخوره. همچنین قیمت تمام شده این محصول تقریبا هم سطح رقبا است و عملا رقبا به علت سابقه بیشتر برنده میشن. اما اگه کسی بتونه این مشکلات رو حل کنه که حل ناشدنی نیست بسیار میتونه موفق باشه.
  3. راه‌اندازی hotspot مبتنی بر pfsense و فروش اینترنت در سطح شهر: برای بسیاری از ما اتفاق افتاده که وسط خیابون باشیم و واقعا نیاز به اینترنت با کیفیت داشته باشیم. اخیرا با اومدا نسل سوم و چهارم موبایل این نیاز تا حدی مرتفع شده اما هنوز قیمت گران اینترنت نسل سه و  چهار جا رو برای این کار باز میگذاره. حالا شما به راحتی با config کردن pfsense اون رو به یه hotspot بسیار قوی تبدیل میکنی و با فروش اکانت اینترنت سود میبری. این کار تقریبا عملی ترین کار به حساب میاد. ممکله از نظر قانونی مشکلاتی وجود داشته باشه اما چیز خاصی به نظر نمیرسه. نیازمند یه سیستم اکانت ساختن و فروش اکانت هست که من برای حل این مشکل فاز اول رو نصب و راه‌اندازی این ایده در کنار کافی نت ها میدونم. یعنی کافی نت‌ها عامل فروش هستند و شما سیستم پورسانت اونها رو میدی. ایراد این ایده نیاز هماهنگی و همکاری با بخش‌های زیادی هست. همچنین سرمایه گذاری اولیه زیادی رو هم میطلبه. همچنین بازارش یکم نا آشناست یعنی اینکه معمولم نیست که واقعا این نیاز وجود داره یا نه.
  4. خاص منظوره کردن این سیستم مخصوص کافی شاپ‌ها، رستوران‌ها و هتل‌ها: الان وضعیت سرویس اینرنت مجانی کافی‌شاپ ها و رستوران‌ها خیلی داغونه در این حد که من تا بحال نتونستم از اینترنتشون به درستی استفاده کنم. واسه اونها ممکنه ارائه خدمات قابل اعتماد ارزشمند باشه. این کار هم بسیار به عملیاتی بودن نزدیکه اما مشکلش نیاز به سرمایه گذاری بالا و پشتیبانی زیاد هست
  5. راه اندازی سیستم accounting ساده روی این سیستم و استفاده از اشتراکی از اینترنت در ساختمان‌های بزرگ یا شرکت‌ها. در این ساختمان‌ها معمولا آدم‌هایی هستن که نمیخوان اینترنت داشته باشن و دوست دارن به اندازه مصرفشون پول بدن که میشه با استفاده از pfSense پیاده‌سازی شه. همچنین در شرکت‌ها معمولا حجم افراد محدود بوده و نباید بیشتر از یک حد در روز از اینترنت استفاده کنن. که با این سیستم قابل پیاده‌سازی هست.

این‌های به نظرم عملیاتی‌ترین ایده‌ها بود اما به علت تعدد پکیجهای این سیستم عملامیشه کارهای بسیار دیگه‌ای ازش استفاده کرد. مثلا استفاده به عنوان loadbalancer بین چند اینترنت، استفاده به عنوان cache سرور با استفاده از squid. اما این ایده‌ها خیلی خام هستن ونیاز به پختن زیادی دارن.

همین

همه ایده‌های من: سرور سرگمی خانگی

اینم یه تجربه پراکنده دیگه!

الوعده وفا! گفته بودم ایده‌هام رو مینویسم اینم اولین ایده.

خب اگه خواننده وبلاگ من بوده باشید، میدونید که من یه سری تکنولوژی‌های عجیب غریب توی خونه خودم پیاده‌سازی کردم. که ویژگی‌های زیر رو داره:

  • امکان file sharing داره
  • امکان پخش فایل‌های فیلم، صوت یا تصویر رو با استفاده از dlna داره.
  • امکان زمانبندی دانلود از طریق torrent رو داره که به درد خوره ‌های دانلود میخوره
  • من روی اون یه seafile نصب کردم که یه چیزی شبیه dropbox هست و فایل‌های مهم روی گوشی و لپ تاپم رو در چند نقطه backup میگیرم
  • همچنین آی پی من رو به صورت متناوب به  dynamic DNS گزارش میده و من میتونم از بیرون خونه به کامپیوتر خونه دسترسی داشته باشم.

حالا اگه کسی بتونه یه سیستم کوچک و ارزان تولید کنه که اول از همه یه واسط کاربری تو دل برو داشته باشه و این امکانات رو به کاربر نهایی بده احتمالا با اقبال عمومی مواجه میشه. پیشنهاد من واسه تولید این سیستم اینه:

  • استفاده از بردی مثل رزبری‌پای به عنوان اصل سیستم
  • نصب یک لینوکس خیلی سبک روی این سیستم
  • راه‌اندازی samba و مدیریتش توسط وب برای filesharing
  • راه‌اندازی minidlna یا سرویس‌های مشابه برای اشتراک فیل با تلوزیون‌های هوشمند
  • راه‌اندازی seafile و امکان تنظیم اون
  • امکان دانلود از torrent و لینک مستقیم رو داشته باشه
  • امکان اجرای دستور بصورت متناوب
  • امکان اتصال هارد دیسک یا هر سیستم usb دیگه به عنوان واسط ذخیره سازی
  • استفاده از یک usb hub برای افزایش تعداد هارد‌های متصل

از نظر من هزینه های تولید این سیستم به این شرحه

  • خرید برد با حدود ۲۰۰ هزار تومن
  • نوشتن واسط وب برای این سیستم که به نظر من بایستی با زبانی مثل python نوشته بشه که راحت بشه هم با سیستم عامل صحبت کرد و هم واسط وب ساخت. هزینه تخمینی تولید این نرم افزار از دید من عددی بین ۱۰ میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان هست. یعنی اگه من به عنوان یه شرکت میخواستم این پروژه رو انجام بدم حداقل این عدد رو میگرفتم.
  • هزینه طراحی کیس و بسته بندی محصول که ایده‌ای ندارم چقدر میشه
  • هزینه کارت اس دی برای هر محصول

چالش‌های اساسی ساخت این سیستم

  • نیاز به رقابت با محصولات مشابه مثل set-top box و یا Western Digital TV و یا محصولات مشابه
  • نبود نیروی متخصص کافی برای تولید چنین محصولی
  • عدم وجود بازار فعلی برای این محصول. با توجه به شناخت شخصی من از بازار همین الان محصولات Western Digital بازار قابل توجهی ندارن
  • سخت بودن بازار رقابتی واردات محصولات الکترونیکی
  • در صورت مشتری داشتن نیاز به تعداد زیادی نیروی پشتیبانی برای محصول هست.

راه‌ بردهای جایگزین:

  • این سیستم که من توصیف کردم خیلی شبیه سیستم‌های NAS هست و میشه از سیستم عامل‌های اختصاصی سازی شده برای NAS استفاده کرد. این امر باعث میشه هزینه توسعه به حد یک سوم کاهش پیدا کنه اما دو تا بدی داره. اولا اینکه این سیستم‌ها معمولا  نسخه مخصوص یه برد ارزان قیمت مثل رزبری پای ندارن. دوم اینکه یادگرفتن یه سیستم که توسعه داده شده کار سختیه و روند نگهداری سیستم رو در دراز مدت کم میکنه.

امیدوارم این محصول به درد کسی بخوره و من منتظر نظرات شما اینجا هستم

همین!

همه ایده های من: سرآغاز

اینم یه تجربه پراکنده دیگه!

دوستانی که من رو از نزدیک میشناسن میدونن که یکی از واضح ترین و بارزترین ویژگی‌های من آسمون ریسمون بافتنه. در جاهای مختلف برداشت‌های متفاوتی نسبت به این ویژگی‌ من شده. بعضی‌ها فکر کردن خالی بندم! بعضی‌ها فکر کردن آدم خفنیم، بعضی‌ها فکر کردن فخر میفروشم و برداشت‌های مختلف دیگه ای داشتن. همین ویژگی آسمون ریسمون بافتن باعث شده من ناگهان آسمونی به ریسمون ببافم که بنظرم کارا اومده و بعضی وقتا که اون رو بادیگران به اشتراک گذاشتم گفتن که این ایده خوبیه. در اوقات بسیار کمی که یه سری از اونها رو اجرا کردم فهمیدم که بعضیاش خیلی خوب بودن برخیش هم اصلا به درد نمیخوردن.

با توجه به این موقعیت در راستای اینکه به خیال خودم ایده‌هام به هدر نره، از یک روزی سعی کردم اون ایده‌هایی که به نظرم بهتر بودن رو بنویسم. این نوشتن هم خوب بود هم بد. خوب بود از این لحاظ که من مستندات خوبی از ایده‌هام دارم. بد بود از این لحاظ که هر وقت به گذشته کاریم نگاه میکنم به خاطر همه‌ی این ایده‌های جمع شده و خاک خورده، احساس ناراحتی کردم. دلیل این ناراحتی اینه که اگه این ایده‌ها نوشته نشده بودن هیچ وقت هم جمع نمیشدن و انسان هم فراموش کاره و یادش میره که اصالتا ایده‌ای داشته.

اکثر این ایده‌ها، ایده‌هایی هستن که نتیجه وب‌گردی‌های روزانه من هستن یا جواب‌هایی هستن که من سعی میکنم به مشکلات دوستان یا نزدیکانم بدم. بعضی از اون‌های از ترکیب و در کنار هم گذاشتن پروژه‌های متن‌باز و یا تکنولوژی‌های مختلف بوجود اومدن. مهم‌ترین ویژگی مشترک این ایده‌ها این هست که معمولا این ایده‌ها خام هستن و به اندازه کافی پرداخته نشدن. چون اگه به اندازه کافی پرداخته بشن دیگه ایده‌های خاک خورده نیستن و احتمالا من الان دارم توی «آخر هفته‌ها» روش کار میکنم و خودم منتظر یه محصول اولیه ازش هستم.

ممکنه بپرسید چرا من ایده‌هام رو منتشر میکنم؟

اولین و مهترینش اینه که میخوام حس کنم در مورد ایده‌هام قدمی برداشتم و این احساس خاک خوردگی رو ازشون بگیرم. دومین دلیل اینه که میزان استقبال عمومی از این ایده‌ها چقدره. این استقبال رو میشه توی سرچ‌هایی که منجر به این صفحات میشه، توی تعداد نظراتی که اون پست میگیره و توی تعداد با نشر‌هایی که اون متن پیدا میکنه تخمین زد. یادتون باشه که بازار داشتن یک ایده یکی از مهمترین قدم‌ها در ارزیابی و سنجش اعتبار یک ایده است. سوم اینکه در بسیاری از جاهای دنیا برعکس ایران میگن ایده اونقدرا مهم نیست. حداکثر ارزش یک ایده در دنیای منفجر شده امروزی(از نظر حجم اطلاعات و تولیدش و از این حرفا) حداکثر ۱۰۰ دلاره که من اگه بخوام به پول خودمون ارزشش رو بگم میشه ۱۰۰ هزار تومن. پس ایده خیلی مهم نیست اجرا مهم‌تره و اینکه من با هوش متوسطی که دارم ایده‌ای ندارم که قبلا به ذهن کس دیگه‌ای در دنیای امروز نرسیده باشه. آخریش هم اینه که این ایده‌ها حداقل به این وبلاگ ممکنه رونق بده که این هم خوبه.

ممکنه بپرسید حالا چرا ایده‌ها رو بصورت آزاد منتشر میکنی؟ چرا برای ایده‌هات هزینه‌ای دریافت نمی‌کنی؟

من با جستجوی اندکی که انجام دادم دیدم سایت‌هایی هستن که ایده‌های نوی آدمها توشون منتشر میشه و همه اونها یه هزینه اشتراک دارن و حداقل از این راه پول در میا‌رن. من شخصا از پول در آوردن بصورت عام و بصورت خاص از ایده‌هام بدم نمیاد اما حقیقتا شخصا علاقه‌ای به این کار ندارم. شخصا اعتقاد دارم ایده‌ی من – درسته که به ذهن من رسیده – الزاما تا اجرا نشه خیلی ایده ناب و درخشانی نیست. همچنین اصالتا علم و دانش (که ایده‌ی من هم به نظر خودم بخشی از اون هست) کاملا آزاده و در اختیار همه قرار داره.

با این مقدمه آماده نوشته‌های من در مورد ایده‌های مختلف باشید. اما متاسفانه متن‌های مرتبط با ایده‌ها ممکنه طولانی بشن(چیزی که من به شخصه ازش خوشم نمی‌یاد) اما برای رسوندن یه ایده چاره‌ای جز طولانی نوشتن نیست.

مهمترین امیدواری من اینه که بتونم از لابلای این نوشته‌ها با آدم‌هایی آشنا بشم که بتونم برخی از این ایده‌ها رو با کمک اونها بپرورونم و به نتیجه برسونم.

همین!