دوپینگ گیط‌ی ;) – دوره کوتاه و فشرده git

اینم یه تجربه پراکنده دیگه!

حدودا ۲ روز پیش با خودم عهد کردم که یه ویدئو کوتاه آموزش درباره git درست کنم به اسم «دوپینگ گیط‌ی ;)». بعد از ۱۰ ساعت کار مفید این ویدئوی ۲۵ دقیقه‌ای در مورد گیت آماده شده که میگذارمش اینجا که ببینید.

مطالبی که توش مطرح میشه اینا هستن:

  • نصب و راه‌اندازی
  • مفاهیم گیت
  • ساختن یک منبع کد محلی
  • اضافه کردن و کامیت!
  • تغییر و کامیت!
  • تاریخچه تغییرات
  • سرور git
  • گرفتن از سرور
  • فرستادن تغییرات
  • شاخه‌ها
  • بروزرسانی و ادغام
  • برچسب‌ها
  • برگردادن تغییرات

سورس فایل ارائه هم مثل سورس این مطلب توی github من در دسترس هست.

ویدئو

در یوتیوب:

در آپارات:

لذت برنامه نویسی: معرفی gerrit

اینم یه تجربه پراکنده دیگه!

خب الان که من فرصت نوشتن بیشتر دارم تصمیم گرفتم یکم در مورد gerrit بنویسم. توی هر شرکتی معمولا یه چیزی به اسم «چرخه حیات توسعه نرم افزار» وجود داره که آدم‌ها ازش بصورت آگاهانه یا به وسیله اونچیزی که فرهنگ اون تیم یا گروه دیکته میکنه ازش استفاده می‌کنند. که اگه عمری بود بیشتر در موردش می‌نویسم. چرخه حیات کارهایی که ما در شرکت انجام می‌دیم به این شکله که:

  • کارهای موجود بصورت فردی از لیست کارها انتخاب میشه و انجام میشه
  • پس از نهایی شدن کار کدها برای merge در اختیار بقیه قرار می‌گیرن
  • پس از تایید توسط jenkins و حداقل یکی از افراد تیم بسته به تشخیص بررسی کننده کارها merge میشن
  • پس از این مراحل هم که تسترها شروع به بررسی کد می‌کنند.

معرفی gerrit

حالا پست امروز یه معرفی کوتاه و از ابزاری هست به اسم gerrit که ما از اون برای merge استفاده می‌کنیم.

روند هم اینه که با امکاناتی که gerrit در اختیار ما قرار میده، بعد از ارسال کد یک مرج محلی اتفاق میفته و کد توسط ci که همون jenkins باشه کنترل و کامپایل میشه. اگه این مرحله درست بود jenkins به gerrit میگه که اگه کسی review کرده میتونه تغییرات رو merge کنه و گرنه تا عدم موفقیت jenkins کسی نمی‌تونه کد رو اشتباهی merge کنه. این تضمین میکنه که دیگه کسی چیز اساسی رو خراب نمی‌کنه. پس از تایید jenkins هم افراد میتونن کد رو بررسی و تغییرات رو merge کنن. همچنین gerrit پلاگین‌هایی داره که کمک میکنه تا ما اون رو به جاهای مختلف مثل jira وصل کنیم و از اینکه یه کار آماده‌است و یا یه کار merge شده با خبر بشیم و حتی وضعیت موارد رو تغییر بدیم.

بعد از بررسی روند کا نوبت به پیش فرضهای هست که توی gerrit وجود داره.

  1. اینکه مدیریت منبع git در کنترل gerrit هست و ازش به عنوان یک git server استفاده می‌شه. یعنی اگه سرور دیگه‌ای مثل github هم وجود داره کپی gerrit هست نه بالعکس
  2. اینکه تغییرات هرچقدر هم که زیاد و مداوم باشن در نهایت در قالب یک commit ارسال میشن. ممکنه بگید که خب اگه من خواستم وسط کارم push کنم چی؟ جواب اینه که هر کامیت یک تغییر هست و تغییر میتونه draft باشه که یعنی هنوز کامل نشده
  3. اینکه gerrit تلاش میکنه که تاریخچه کد خطی بمونه و این در مجموع خوبه. برای خطی نگه داشتن تاریخچه به شدت از rebase استفاده می‌کنه

حالا اگه بخوام بصورت خلاصه مزایا و معایب رو بگم هم اینا به ذهنم میرسه

مزایا و معایب gerrit

مزایا:

  1. تاریخچه خطی
  2. ثبات در عملکرد
  3. وجود ابزار git review برای ارسال به gerrit و راحت کردن استفاده از gerrit
  4. شفافیت روند کاری بررسی کرد
  5. راحتی integrate شدن با ابزارهای دیگه مثل jira و jenkins و gitlab

معایب:

  1. مستندات گنگ. خیلی پیدا کردن چیزهای ساده توی gerrit آسون نیست
  2. زمان زیادی برای یادگیری استفاده از gerrit مورد نیاز هست

در آخر بگم که بگم که روند کاری که هریک از این ابزارها پیشنهاد میدن یک روند دیکته شده است و ممکن به مذاق شما خوش نیاد پس از هر روشی که به مذاقتون خوش میاد استفاده کنید. ما هم یه مدت از gerrit استفاده کردیم بعدش از gitlab و دوباره برگشتیم gerrit چون به نظرمون gerrit بهتر بود

همین!

لذت برنامه نویسی: نحوه کار ما با jenkins

اینم یه تجربه پراکنده دیگه!

خب حدودا سه سال قبل من از جای خالی continues integration نوشتم. حالا حدود بعد از سه سال میخوام دوباره به موضوع رجوع کنم و درباره jenkins بنویسم

توی این سه سال اتفاقات زیادی افتاده. ما روند build رو با استفاده از cmake بهتر کردیم. یادگرفتیم که چی به چیه. حدودا انتهای سال قبل بود که توی شرکت منابع و علم کافی برای پیاده‌سازی روند ci بوجود اومد و ما شروع کردیم به استفاده از jenkins.

نصب و راه‌اندازی jenkins به نسبت آسون و راحت بود. کاری که jenkins برای ما میکرد این بود که به یه دلیلی(بخونید ماشه) شروع به کامپایل کد میکرد. روند کامپایل هم آسون بود. یعنی اینکه یه سری پروژه معمول رو میشناسه مثل cmake, make, gradle, maven داره که کار رو راحت میکنه

ما اول به یه پروژه معمولی که بصورت ساعتی اجرا میشد شروع کردیم فقط نکتش اینه که ما با سخت‌افزارهای مختلف کار میکنیم و این تنها برای یکی از سخت‌افزارهامون کار میکرد. بعدش یه پروژه معمولی دیگه اضافه کردم که با cppcheck کار static analysis رو روی کدمون بصورت ساعتی انجام میداد.

در مرحله بعد با استفاده امکانی از jenkins pipeline تمامی سخت‌افزارها رو باهم کامپایل کردیم و cppcheck هم به عنوان یک مرحله از این خط لوله ما انتخاب شد.

در قدم بعدی هم این ماجرا رو به git وصل کردیم و به ازای هر کامیت یا هر درخواست بررسی که روی کدمون انجام میدیم شروع به کامپایل میکنه و ما میدونیم که دیگه تغییرمون چیزی رو خراب نمیکنه.

در قدم‌های بعدی میخوایم تست اتوماتیک و تست روی سخت‌افزار رو هم پیاده کنیم که اون داستان‌های خودش رو داره. ما آهسته و پیوسته حرکت کردیم تا به این نقطه رسیدیم. شاید کند بودیم شاید هم خوب عمل کردیم ولی خوبیش اینه که راه روشنی پیش رو داریم.

فعلا همین!

openwrt و اضافه کردن یک پکیج جدید

اینم یه تجربه پراکنده!

توی پست قبل من OpenWrt رو معرفی کردم. بعد از یه مدت متوجه شدم که یه پروژه جدید به نام LEDE ایجاد شده که انگار همونه و الان حدود ۲ سال هست که OpenWrt زیاد بروزرسانی نمی‌شه. حالا با توجه به علاقه‌ام به کارهای نزدیک سخت‌افزار و مسائل مرتبط به cross compile سعی کردم که کل OpenWrt رو کامپایل کنم و سعی کنم یه پکیج جدید بهش اضافه کنم.

البته پکیجی که من دنبالش بودم tun2socks بود که پکیجش بصورت غیر رسمی وجود داشت. کاری که من کردم این بود که آدرس‌ها رو عوض کردم و یادگرفتم که چطور میتونم اون رو برای روترم کامپایل کنم. نتیجه کار من رو میتونید توی گیت‌هاب من پیدا کنید

روند کار به ترتیب اینجوریه که:

  1. اول سورس کد رو با گیت از گیت‌هاب میگیرید
  2. دوم با توجه به راهنمای آنلاین تمام پکیج‌ها رو دانلود میکنید
  3. پکیج رو اضافه می‌کنید
  4. با استفاده از نوع معماری سیستم و نوع دستگاه و پکیج‌ها رو انتخاب می‌کنید
  5. و از ابتدا کامپایلر و کل لینوکس و پکیج رو کامپایل میکنید

پینشهاد میکنم که برای شروع اینها بخونید:

امیدوارم به دردتون خورده باشه!

همین!

دوره گیت: معرفی و مقدمه

اینم یه تجربه پراکنده دیگه!

من یه مدت قبل تصمیم گرفتم که یه درس آموزشی در مورد git برای فرادرس ضبط کنم که دلیل‌های مختلف موفق به ضبط و اتمامش نشدم. فقط تونستم قسمت اول رو ضبط کنم. حالا میخواستم که بصورت کم کم ضبط رو انجام بدم که باز هم می‌بینم در کوتاه مدت نمیشه. پس تصمیم گرفتم این معرفی رو منتشر کنم تا ببینم بازخوردها نسبت بهش چیه.

توی این قسمت یه معرفی و تاریخچه‌ی کوچکی از سیستم‌های کنترل نسخه و git میگم. امیدوارم از نگاه کردن به ویدئو لذت ببرید

بابت اینکه ویدیو رو مشاهده می‌کنید تشکر می‌کنم. در صورتی که نظری داشتید، با من در میان بگذارید.

لذت برنامه‌نویسی: ساختن header فایل در cmake

اینم یه تجربه پراکنده دیگه!

با توجه به شلوغی‌های روز افزون زندگی، دارم سعی میکنم که به حد یک نوشته در ماه برسم. قبلا در مورد cmake نوشتم و حالا خواستم یه مورد دیگه که شاید به درد کسی بخوره رو بنویسم.

ما توی کارهایی که انجام می‌دیم سعی کردیم که ویژگی‌های مختلف نرم‌افزارمون قابل فعال و غیر فعالسازی باشه. هر مشتری هم نیازهای خاص خودش رو داره و یه زیرمجموعه از ویژگی‌ها رو تحویل میگیره. کاری که انجام داده بودیم استفاده از پیش‌پردازندهها برای این کار بود. بدین شکل که هر ویژگی یه پیش پردازنده مخصوص خودش داشت که فعال یا غیر فعال میشد.

این روند فعال و غیر فعال سازی همیشه با مشکلات جدی همراه بود بدین صورت که همکارها به علت زیاد بودن و متغیر بودن ویژگی‌ها برای مشتری‌ها بایستی این فایل رو زیاد تغییر میدادن و این تغییرات زیاد باعث می‌شد که خطای انسانی داشته باشن و یه چیزایی یادشون بره و یا اضافه کامپایل کنند و به مشتری بدن

کاری که ما کردیم این بود که این هدر خاص که همه این تعاریف توش بود رو بجای دستی ساختن به کمک cmake ساختیم به این شکل که

  1. یه متغیر از نوع cached تعریف کردیم که بشه به عنوان پارامتر زمان کامپایل اضافه بشه
  2. بر اساس اون متغیر برای هریک از ویژگی‌ها یک مقدار فعال و غیر فعال تخصیص دادیم
  3. از اون متغیرها استفاده کردیم و فایل اصلی رو ساختیم

نمونه این کار به این شکل هست که توی CMakeLists.txt یه چنین چیزی نوشتیم

توی فایل

هم یه چنین چیزی هست

و به این شکل این فایل بصورت اتوماتیک ساخته میشه و قابل استفاده است

برای اجرا کردن هم میشه با این دوتا دستور برای مشتری‌های مختلف کامپایل کرد

همین!

لذت برنامه نویسی: نوشته‌های من در مورد git

اینم یه تجربه پراکنده دیگه!

من مدتی میشه که با مجله هایو همکاری دوستانه دارم و سعی میکنم مطالبی که عمومی تره رو اونجا بنویسم. حالا توی این مدت من ۳ تا مقاله در مورد git نوشتم که اونجا منتشر شده. پیشنهاد میکنم اگه دوست داشتید برید و بهش سر بزنید

لیست مقالات از این قراره

همین!

پ.ن. خوشحال میشم به مابقی نوشته‌های من توی اونجا سر بزنید.

لذت برنامه نویسی: معرفی ninja سیستم build سریع

اینم یه تجربه پراکنده دیگه!

خب توی این پست یه ابزار جایگزین برای build کردن نرم‌افزار‌های c و c++ معرفی کنم به اسم ninja. داستان بوجود اومدنش از این قراره که آقای اوان مارتین که توی گوگل روی توسعه google chrome کار میکرده متوجه میشه روند کامپایل کدهاشون بیش از حد کنده و دست و آستینش رو بالا زدن که یه سیستم سریعتر برای build بنویسه که حاصل شد ninja. پیشنهاد میکنم در اولین گام سیستمتون رو اگه cmake نیست cmake کنید و در گام دوم از ninja استفاده کنید

ویژگی‌های ninja

خب ویژگی‌هایی که من بلدم از این قراره

  • سعی در انجام یک کار بصورت درست
  • سعی در خیلی سریع بودن
  • حداقل محدودیت روی نحوه کامپیال شدن کد و سپردن اونها به ابزارهای سطح بالاتر مانند cmake و gyp
  • تشخیص درست وابستگی‌ها
  • سرعت بر سادگی ارجحیت دارد

نمونه موردی

خب همونطور که قبلا هم گفته بودم نحوه کامپایل کدها منتقل شده بود به cmake و تنها کاری که لازم بود من انجام بدم دستورات زیر بود

برای کدهای ما در یک تست غیر علمی نتیجه‌های حدودی زیر برای ۲ یا ۳ بار اجرا بدست اومد

type make ninja
clean build ۶۰s ۱۳s
rebuild ۱۰s ۰٫۳s

همین!

لذت برنامه نویسی: ساختار یک پروژه در cmake

اینم یه تجربه پراکنده دیگه!

متاسفانه یه مدت میشه که سرم بیش از اندازه شلوغ شده و نرسیدم وبلاگ بنویسم. قبلا در مورد cmake نشوتم و حالا خواستم یکم بیشتر بنویسم.

خب توی این پست سعی میکنم که بگم که توی دنیای واقعی من از cmake چطور میتونم استفاده کنم. توی دنیای واقعی معمولا پروژه از این بخش‌ها تشکیل شده:

  1. یه سری سورس که اصل منطق برنامه اونجا پیاده سازی شده
  2. یه فایل اصلی یا main که تابع اصلی نرم افزار اونجا قرار گرفته
  3. احتمالا یه سری تست که نرم افزار رو بصورت اتوماتیک مورد تست قرار میدن
  4. احتمالا یه سری کتابخانه که بصورت static یا dynamic به کد اضافه میشن.

یه خورده توضیح بدم که توی مcmake معمولا یه چیزی داریم به عنوان خروجی که میتونه از جنس فایل اجرایی باشه یا از جنس کتابخانه. ما با ترکیب کتابخانه‌ها و سورس کدهای موجود فایل اجرایی نهایی رو درست میکنیم. روند کار هم معمولا به این صورته که:
۱٫ سورسهای اصلی بصورت یه کتابخانه static کامپایل میشه
۲٫ فایل اصلی برنامه بصورت یک فایل اجرایی کامپایل شده و به کتابخانه سورس‌های اصلی لینک میشه
۳٫ تست کیسها بصوت یک فایل اجرایی کامپایل شده و به کتابخانه سورس‌هاس اصلی لینک میشه.
۴٫ کتابخانه ها هم به فایل اجرایی اضافه میشن.

حالا اگه مثال بخوایم یه پروژه رو مثال بزنم که ساختار کدش به شکل زیره


		

فایل CMakeLists.txt این پروژه یه چیزی شبیه این خواهد بود


		

شامل یک کتابخانه static و دو فایل اجرایی یکی اصل برنامه و دیگری تست برنامه.

همین!

لذت برنامه نویسی: makefile همه منظوره

اینم یه تجربه پراکنده دیگه!

من قبلا هم در مورد ابزارهایی مثل makefile و cmake که کامپیال کردن نرم‌افزارها بالاخص در زبان‌های C/C++ رو راحت می‌کنن نوشتم. البته باید بگم که هیچوقت بصورت کامل و درستی یاد نگرفتم که makefile چطوره و چطور میشه باهاش سرو کله زد تا اینکه در یکی از پروژه‌ها مجبور به استفاده از makefile شدم و با کمک یکی از دوستان یه پروژه متن‌باز پیدا کرد که یه مدل آماده makefile که توش تقریبا همه کارهای معمول انجام شده بود رو آورده بود.

توی این پست سعی درام که این پروژه متن‌باز رو معرفی کنم. خب اول باید بگم که شما برای هر پروژه جدید نیاز دارید که چندتا چیز رو مشخص کنید

  1. اینکه بدونید سورس پروژه کجاست.
  2. اینکه فولدرهایی که header ها توش قرار گرفته کجاست
  3. اینکه بدونید برنامه‌تون به چه کتابخانه‌هایی نیاز داره
  4. اینکه بدونید برنامه‌تون برای کامپیال شدن به کمک GCC به چه flagهایی نیاز داره.

بعد از اینکه این موارد رو دونستید و اونها رو پیدا کردید باید برید و بخشها مرتبط با این موارد رو توی makefile تغییر بدید به عنوان Customizable Section مشخص شده.


		

خب هر یک از این بخش‌های قابل تغییر برای خودش معنایی داره

  1. بخش مقدار flag هایی هست که برای کامپیال کردن فایلها با پسوند c به کار میره. لازه به ذکره که بدونید flagهای C با C++ می‌تونن تفاوت اساسی داشته باشند
  2. بخش نشون‌دهنده flag هایی هست که در فاز link قرار به linker داده بشه و با استفاده از اون کتابخانه ها شناسونده بشن. یه مثال برای این مقدار هست که میگه کتابخانه مورد نیاز این نرم‌افزار هست
  3. بخش بخشی هست که نشون میده flagهای کامپایل c++ چیا هستن. مثلا که نشون میده میخوایم از استاندارد C++ 2011 استفاده کنیم. فولدر headerها رو هم توی این بخش اضافه می‌کنیم
  4. اگه به هر دلیل بخوایم flagهای دیگه ای به linker بدیم از استفاده می‌کنیم.
  5. سورس نرم‌افزار رو با جاهایی که سورس قرار گرفته رو نشون میده.
  6. و در نهایت نام نرم‌افزار رو نشون میده.

امیدوارم با این توضیحات کوتاه دستتون اومده باشه که چه کاری رو به چه صورت باید انجام بدید و در صورت هرگونه سوالی کامنت بگذارید و یادتون نره که من هنوز makefile رو بخوبی بلد نیستم! 😉